يكي ديگر از عوامل عقب ماندگي استان مهاجرت نخبگان ويا نخبه گريزي است
اگر امار بگيريد حداقل نزديك به 100نفر از نيرو هاي ارزنده استان از هر دو
جريان اصول گرا واصلاح طلب در خارج از استان مسئوليت داشته وساكن هستند
از مجموع نمايندگان دور دوم تا دور ششم مجلس كداميك ساكن استان بوده و
يا در استان مسئوليتي دارند! همه ما خوب مي دانيم كه اكثريت مديران مهاجر
استان اولين مسئوليت خود را در استان ما گرفته ودر همين استان رشد ومطرح
شده اند اما چرا مديران استاني بعد از عبور از مراحل ازمون وخطا مثل پرندگان
مهاجر از اشيانه پرواز كرده و ديگر بر نمي گردند! ؟
به نظر مي رسد در مهاجرت نخبگان و مديران استاني دلايل و عوامل متعددي
دخيل باشد :
1-اگر جريان چپ وراست ورقابت اين دو جريان را از سال70در سطح ملي اغاز
و اوج اين دسته بندي ها را در دوم خرداد76 بدانيم در شهر اروميه از سال 59
رقابت بين دو جريان ولايت مدار وطيف امتي ها وميثمي ها اغاز ودر همان سال
نزديك به 400نفر از سپاه سابق اروميه مجبور به استعفا وتسويه شده اند واين
موضوع در هيچ استاني رخ نداده وتجربه نشده ودر طي سال هاي 60تا76تبعات
اين تسويه ها اثار خود را در انگ زني ها وافشاگري ها نشان داده وحربه اي براي
خارج كردن رقبا از صحنه هاي سياسي واجرايي بوده است ! وعلاوه بر نگرش سياسي
به مديران ونخبگان به زواياي پنهان وخصوصي انها نيز در قا لب شب نامه ها
و... به عنوان عامل حذف وتخريب استفاده شده ودر نتيجه گروهي از مديران
ونخبگان عرصه را تنگ وصلاح را در مهاجرت از استان برگزيده اند!
2-از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران در استان ما در گيري با عناصر ضد انقلاب
و نا امني هاي پيش امده و تداوم اين مسائل تا اوايل دهه 70باعث شد تا نخبگان و
گروهي از مديران تصميم به مهاجرت بگيرند چرا كه در باور اين افراد مديريت در
استان با گرايش به مسائل امنيتي ونظامي رشد مناسبي براي مديريت انان نبوده
لذا تداوم مديريتشان را در استان هم جوار وپايتخت متصور بودند!
3- شرايط وجوي كه بر روحانيت معزز استان حاكم بود و جريان 3 قطبي روحانيت
استان شرايط وفضايي را براي برخي نخبگان ايجاد مي كرد كه در نگرش وعملكرد
مديريتي خود نمي توانستند تمايل وگرايش به يكي از 3 قطب روحانيت داشته باشند
لذا براي پرهيز از دامن زني به سليقه ها به كل روحانيت معزز استان علاقه نشان
داده و با مستقر شدن در خارج از استان عشق به 3 روحاني جليل ا لقدر اروميه را
بروز داده اند!
4- نگرش و ديدگاهي كه از قديم نسبت به مسائل اقتصادي واجتماعي در استان
بوده كه به نوعي به تفريح وسرگرمي وبي تفاوتي وخجالت وغريبه نوازي و زود
دلزدگي از مسئولين استاني و بها دادن به تجملات وهزينه گذاري گزاف با معماري هاي
انچناني در امور ساخت وساز و.... ترويج وجاري بوده است ! و فر هنگ يك مسكن مناسب
با خورو خوب ويك باغ براي تابستان و پول كافي براي مسافرت ارمان شهر بيشتر
مردمان اين استان بوده كه در نتيجه بين ارمان ها و اهداف استاني ومديران ونخبگان
استاني و گروهي از مردم فضاي شفاف و جدي را براي تداوم رشد مديران ايجاد نمي كرد
چرا كه هر وقت مطالبات مردمي جدي و باور پذير نباشد نمره مديران در ازمون توانايي
ويا نا كارامدي مشخص نمي شود ومدير به جايي كه در ان مديريت مي كند به عنوان
مدرسه ومحل ياد گرفتن فوت وفن مديريت نگاه مي كند چرا كه مطمئن است در
قبال كم كاري ويا ضعفش از طرف مردم باز خواست وتوضيحي نيست لذا در مدرسه
مديريت استان با ازمون وخطا هايش ياد مي گيرد ووقتي ياد گرفت مي گويد:
خداحافظ استان! وتجربه مديريتي كه در استان ما اموخته در استان هاي ديگر به كار
مي گيرد وموفق هم مي شود چرا كه مي داند بايد كار جدي كند وحتما هم بايد موفق
شود چرا كه در استان هاي ديگر مردم بازخواست و نمره مديريتي مي دهند!!!
5- كمبود فضا هاي دانشگاهي وميل به ادامه تحصيل يكي ديگر از عوامل مهاجرت مديران
ونخبگان از استان مي باشد.
در خاتمه اينگونه جمع بندي ميكنم كه به دلايل مختلف گروهي از شخصيت هاي سياسي و
مديران استاني از سال 62تا سال78 از استان مها جرت وراهي پايتخت واستان هاي ديگر
شده ودر نتيجه انهايي كه مي توانستند به مسير توسعه وسازندگي استان شتابي بدهند
در استان حضور ندارند ومتاسفانه تنگ نظري ها و بلندپروازي ها در استان امكان استفاده
از اين همه ظرفيت هاي مديران بومي تهران نشين را نداده ونخواهد داد چرا كه از ماست!
كه بر ماست!!!